سه شنبه ,۲۴ مهر ۱۳۹۷
خانه / نشریه / پنجره / مجتبی رحماندوست نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی

مجتبی رحماندوست نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی

مجتبی رحماندوست نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است. رحماندوست در سال جاری تا کنون هفت مرتبه در جمع اتحادیه صنف فروشندگان لوازم یدکی اتومبیل حضور یافته است و در زمینه های مختلفی مشکلات اتحادیه با وی مطرح شده است؛ این نماینده مجلس هم در رفع این مشکلات کمک های شایانی انجام دادند. اولین موضوعی که رحماندوست پیگیری و مساعدت نمود، موضوع مالیات و ارزش افزوده بود که ابتدای سالجاری مشکلاتی را برای هم صنفی های گرامی بوجود آورده بود. به همین جهت همان زمان از وی دعوتی به عمل آمد و ایشان در اوایل خرداد با حضور در محل اتحادیه و جلسه با هیئت مدیره در جریان مشکلات مالیاتی و بی تعهدی سازمان مالیاتی قرار گرفت. این نماینده مجلس با پیگیری های پارلمانی و جلسات متعدد طولانی مدت که منجر به حضور نماینده سازمان امورمالیتی در اتحادیه شد نقش بسزایی در بررسی این موضوع داشت. وی در حل و فصل موضوعات دیگری از جمله مهمترین آنها مشکل پیش آمده با سازمان آب بود هم حضور و فعالیت بسیار پررنگی برای اتحادیه داشت. شایان ذکر است که رحماندوست در جلسه گلریزان هتل فردوسی هم شرکت کرده بود.

گفتنی است وی یکی از منظم ترین و پرکارترین نماینده مجلس است بطوریکه چندی قبل ریاست مجلس شورای اسلامی در تقدیر از ایشان پیام زیر را ارسال کرده بود:
جناب آقای مجتبی رحماندوست
نماینده محترم مجلس شورای اسلامی
با سلام
طبق گزارش هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی جناب‌عالی طی سه ماهه آخر منتهی به سال ۱۳۹۲، منظم‌ترین حضور در جلسات علنی و کمیسیون‌ مرتبط را داشته‌‌اید.

بر خود لازم می‌دانم مراتب قدردانی و تشکر هیات رئیسه مجلس را به خاطر تعهد و نظم در خور تحسین جناب‌عالی تقدیم دارد.

در ادامه نظر شما را به زندگی نامه مجتبی رحماندوست از زبان خودش جلب می نمائیم:

تا سال ۱۳۵۱ (کلاس یازده، سال قبل از اخذ دیپلم) در همدان زندگی کرده ام و از آن سال به تهران مهاجرت کردم. در سال ۵۲ دیپلم ریاضی را از دبیرستان دکتر هشترودی در میدان کاخ آن زمان و میدان فلسطین (محل ستاد اقامه نماز فعلی) گرفتم. مهر ۵۲ وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شدم. تحصیلم را در رشته راه و ساختمان (عمران) شروع کردم. دانشکده فنی دانشگاه تهران، در تظاهرات و اعتصابات ضد رژیم طاغوت بود و بعضی از ترمها منحل و امتحاناتش برگزار نشد و مجبور بودیم ترم بعد همان درسها را بخوانیم. بخشی هم به ضرورت انقلاب به تعطیلی و انحلال ترمها انجامید. اما سرانجام در سال ۱۳۵۸ به عنوان مهندس راه و ساختمان فارغ التحصیل شدم. مثل همه بروبچه های این کشور و خصوصاً قشر دانشجو بعنوان ذره غباری در تظاهرات مردمی و طوفان انقلاب اسلامی شرکت داشتم.
سالهای ۵۸ تا ۶۱ را به کار در رادیو، تلویزیون، آموزش و پرورش (منطقه ۱۳) و سیاسی ایدئولوژیک ارتش پرداختم. آن ایام رادیو بیشتر در دست سازمان مجاهدین بود و کار ما سخت بود.
سال ۶۱ برای گذراندن یک دوره تحصیل حوزوی به قم هجرت کردم. در قم هم درس می خواندم هم درس می دادم و در مدرسه طلاب خارجی مسئولیت داشتم.
از اوائل تابستان ۶۲ با ثبت نام در مسجد محلمان در قم در مسجد امیرالمؤمنین خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بعنوان بسیجی عازم دوره آموزش نظامی برای اعزام به جبهه شدم. در آن زمان همسر و دو فرزند داشتم.
در بازگشت مجدد به لشکر، هنوز به چنگوله نرفته در مقر لشکر در دارخوین در روزهایی که به علت مأموریت یا مرخصی فرمانده مخابرات لشکر، موقتا سرپرست مخابرات لشکر بودم مجروحیت شدید مانع تداوم خدمتم شد. روز مجروحیتم دوم مهر ۶۲ بود.
در واقع روزهای حضور رزمی من در جبهه بسیار کم بود در همان ماه مهر ۶۲ درمان مجروحیتم در تهران، منجر به قطع پای راست از بالای زانو و قطع دست چپ از آرنج شد. می گفتند کبد هم ۹۷% از کار افتاده احتمال سفر به دیار باقی خیلی زیاد و قریب الوقوع بود.
سومین مدل همکاری من با جنگ همکاری فنی مهندسی بود. در سال ۶۵ که توانسته بودم کلی خودم را بازیابم نه به اندازه ای که بصورت رزمنده عازم جبهه بشوم عازم کمک به صنایع نظامی مورد نیاز جنگ شدم. آن روزها در محل فعلی نمایشگاه بین المللی تهران مرکز هماهنگی ساخت قطعات مورد نیاز جنگ تشکیل شده بود. صنعتگران به بازدید قطعات مورد نیاز انواع سلاح ها و مهمات که در چند سوله نمایشگاه بین المللی برای صنعتگران به نمایش گذاشته شده بود می آمدند و روزی نبود که چندین قرارداد چند میلیونی برای ساخت قطعات با مهندسان و صنعتگران داخلی نبندیم.
من سال آخر جنگ را بازهم به علت ناتوانی از حضور رزمی در خط مقدم به چهارمین مدل کمک به جبهه یعنی حضور تبلیغی و اعزامهای تبلیغی به جبهه ها بسنده کردم.

اسفند ۱۳۶۷ تا اسفند ۱۳۶۸ معاون فرهنگی و اجتماعی بنیاد جانبازان در تهران.

  • اسفند ۱۳۶۸ تا تیر ۱۳۷۱ قائم مقام معاونت فرهنگی اجتماعی بنیاد جانبازان و مسئول امور فرهنگی اجتماعی جانبازان کشور.
  • مهر ۱۳۶۹ اقدام به تاسیس دفتر هنر و ادبیات ایثار در بنیاد جانبازان و اداره آن.
  • تیر ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ مشاور فرهنگی قائم مقام بنیاد و مسئول دفتر هنر و ادبیات ایثار.
  • تیر ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۴ مشاور رئیس بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی و مسئول دفتر هنر و ادبیات ایثار.
  • پائیز ۱۳۷۴ تا اسفند ۱۳۸۰ مدیر کار گاه قصه و رمان حوزه هنری.
  • تابستان ۱۳۷۵ تا تابستان ۱۳۷۶ (یک سال) مدیر کل مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

معرفی برخی از آثار مکتوب مجتبی رحماندوست:

مجموعه شعرگل لبخندکلیدهای قران و حدیثسلطان قصه نویساشک فولادنگهبان غارتفاسیر قرآن کریمتیسرا لاپتهجمعیت شناسی رژیم غاصب صهیونیستی و …

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا به ما کمک کنید تا از رباط ها جلوگیری کنیم *